آثار هنری منحصر بفرد هنری مریم نامدار

یارب نظرتو برنگردد        برگشتن روزگار، سهل است.

وضعیت وخیم آلمان بعد از جنگ جهانی دوم

نامه الکترونیک چاپ PDF

ayaronline.ir/1393/04/68813.html

Invalid Date

اقتصاد آلمان پس از جنگ جهانی دوم به وضع بسیار وحشتناکی دچار شده بود. جنگ به همراه سیاست زمین سوخته هیتلر ۲۰ درصد از کل ساختمان‌های مسکونی این کشور را نابود کرده بود. تولید سرانه غذا در سال ۱۹۴۷ به تنها ۵۱ درصد مقدار آن در سال ۱۹۳۸ کاهش یافته بود. همچنین تولیدات صنعتی در سال ۱۹۴۷ تنها برابر یک سوم میزان آن در ۱۹۳۸ بود.

اقتصاد آلمان پس از جنگ جهانی دوم به وضع بسیار وحشتناکی دچار شده بود. جنگ به همراه سیاست زمین سوخته هیتلر ۲۰درصد از کل ساختمان‌های مسکونی این کشور را نابود کرده بود. تولید سرانه غذا در سال ۱۹۴۷ به تنها ۵۱درصد مقدار آن در سال ۱۹۳۸ کاهش یافته بود. همچنین تولیدات صنعتی در سال ۱۹۴۷ تنها برابر یک سوم میزان آن در ۱۹۳۸ بود. علاوه بر آن درصد زیادی از مردان آلمانی که در سن کار قرار داشتند، کشته شده بودند. هرچند که قیمت‌ها تحت کنترل بود و تقریباً نرخ تورم زیر ۳۰ درصد وجود داشت، کنترل قیمت کالاهای غذایی باعث گردید که کمبود چنان شدید شود که برخی مردم شروع به کاشت محصولات غذایی برای خود کردند و دیگران در آخر هفته‌ها پیاده به نواحی روستایی می‌رفتند تا در آنجا به مبادله کالاهای خود با محصولات غذایی بپردازند.

وقتي جنگ با شكست كامل آلمان خاتمه يافت، طبيعي است كه با از هم پاشيدن آن نظم متمركز استبدادي، در عرصه فعاليت‌هاي اقتصادي و مبادلات چيزي جز هرج و مرج و بلاتكليفي نمي‌توانست برقرار شود. قواي اشغالگر كوشيدند از طريق قوانين نظامي، نظم اداري و سيستم جيره‌بندي نازيها را ادامه دهند تا فقر و ناامني و امراض و هرج و مرج بيشتر ادامه نيابد. به ويژه آثار و ضايعات انساني جنگ نيز زياد بود چرا كه 7/3 ميليون در جنگ كشته شده بودند، حدود نيم ميليون نفر مردم بي‌پناه از پاي درآمده بودند، 7/1 ميليون نفر ناپديد شده بودند و 7/1 ميليون نفر تا نوامبر 1947 در اسارت بودند و از همه بدتر بيش از ده ميليون نفر از نواحي شرقي اروپا و از ترس انتقام‌گيري ملل شرق اروپا و ارتش سرخ به غرب سرازير شده بودند.

 

مردم از نظر تغذيه به شدت در رنج بودند. وضع مسكن بسيار رقت‌بار بود بطوري كه در هر اتاق 5 تا 6 نفر زيست مي‌كردند يا اكثراً در زيرزمين‌ها و اتاقك‌هاي حلبي و راهروها و ايستگاه‌هاي راه‌آهن‌ها شب را به صبح مي‌رسانيدند. توزيع خواروبار كه در روز سرانه تا ميزان تأمين 1300 كالري تعيين شده بود بين سال‌هاي 48-1945 تا اين ميزان هم تأمين نمي‌شد. دو برنامه كمك‌هاي بشردوستانه آمريكا[1] توانست تا حدي از وخيم‌تر شدن اوضاع جلوگيري كند ولي نتوانست نارسائي‌ها را از ميان بردارد. از همه بدتر تورم تا زنده‌ايي بود كه پس از جنگ و در دوران جيره‌بندي آن زمان سرباز كرده و آشكار شده بود. توضيح اينكه آلماني‌ها براي تورم متراكم و انباشته شده مخفي دوران هيتلر اصطلاح خاصی[2] بكار مي‌برند كه در حقيقت بيانگر شديدترين نوع تورم مخفي بود.

با پايان گرفتن جنگ و استقرار دوران سه ساله هرج و مرج (48-1945) شيوع انواع بازارهاي سياه كالاها امري طبيعي مي‌نمود. واحد پول از پول رسمي (رايشه مارك) عملا به كالاهاي ديگر به ويژه سيگار آمريكايي و انگليسي بدل شده بود. يكي از محققان مي‌نويسد: سود حاصل از فروش 40 سيگار در بازار سياه برابر با مجموع دريافتي يك كارگر عادي در طي دو هفته كار بود.

سياست اداري و اقتصادي دول فاتح ابتدا بر انتقام‌گيري و تنبيه آلمان مبتني بود و اساس اين سياست بر برنامه‌ وزير دارايي وقت آمريكا بنام مورگن‌تاو استوار بود كه پيش‌بيني كرده بود آلمان از صورت يك كشور صنعتي خارج شود و مجدداً كشاورزي گردد و ناحيه صنعتي روهر بين‌المللي گردد.

به موجب تصميم كشورهاي اشغال‌كننده در 28 مارس 1946، توليدات كلي آلمان در حد 50 تا 55 درصد توليدات سال 1938 محدود مي‌شد و براي رسيدن به اين هدف مي‌‌بايستي از طريق پياده كردن كارخانه‌ها به‌عنوان غرامت جنگ، ممنوعيت توليد كالاهاي صنعتي خاص و محدود كردن توليدات عمومي كالاها اقدام كرد. در كم كردن توليدات صنعتي و كشاورزي علاوه بر پياده كردن 1800 كارخانه عمده، جداكردن اراضي حاصل‌خيز كشاورزي رايش سوم (آلمان دوران هيتلر) نيز مؤثر بود بدين‌معنا كه 25 درصد اراضي كشاورزي، 25 درصد جنگل‌ها و مراتع و 35 درصد ظرفيت صنايع سنگين قبل از خاتمه جنگ و 40 درصد ظرفيت صنايع ديگر كم مي‌شد. تخريب تأسيسات صنعتي توسط بمب و عمليات جنگي تا 20 درصد، تخريب شبكه ارتباطي تا 40 درصد تخمين زده مي‌شود.

كم شدن توليدات نه تنها به‌علل فوق، ‌بلكه به علت وارد نشدن مواد اوليه صنايع در سال 1946 در مجموع 30 درصد سال 1938 برآورد مي‌شود. گوستلراشترلپر يكي از اعضاي گروه كارشناسان آمريكايي كه به سرپرستي هربرت هور و به دستور رياست جمهوري وقت آمريكا در سال 1946 از آلمان بازديد كردند، مشاهدات خود را بدين نحو گزارش مي‌كند:

آلمان دو سال پس از تسليم چنين به نظر مي‌رسد؛ ملتي كه عناصر حياتي خود را به نحو غيرقابل جبراني از دست داده است، ملتي كه نيروي روشنفكرا و مضمحل شده است، ملتي كه خانواده‌هاي آن به علت از هم پاشيدگي بين اعضا عملاً از ميان رفته است. ملتي كه تمدن شهري و صنعتي آن نابود شده يعني شهرها به تلي خاك تبديل شده و كارخانه‌ها زير و رو شده‌اند. اين ملت بدون خوراك و مواد اوليه، بدون شبكه ارتباطي به درد خور و بدون سيستم پولي معتبر كاربر در حال بلاتكليفي و ابهام بسر مي‌برد. بافت اجتماعي اين ملت به وسيله فرارهاي گروهي و توده اي مردم، مهاجرت‌هاي دسته جمعي و اسكان‌هاي اجباري خانواده‌ها، متلاشي شده است. ملتي كه ديون عظيم دولتي آن به يكباره باطل شده، وثيقه‌هاي بانكي يا بوسيله اشغالگران مصادره شده و يا به علت سقوط ارزش پول داخلي، بي‌ارزش شده‌اند. ملتي كه با از دست داده يكپارچه اراضي خود يا به همان نسبت منابع آذوقه و خوارو بار مردم را از دست داده و در آستانه تجزيه بين اشغال‌كنندگان غربي و شرقي قرار دارد و مردم آن در گرسنگي و قحطي و نوميدي دست و پا مي‌زنند.

در آخر، روحيه انتقام‌جويي و تنبيه دول فاتح غرب به چند علت زير تعديل و تعويض شد:

1ـ گزارش هربرت هوور برپاست جمهوري آمريكا داير بر اينكه براي بازسازي كشاورزي آلمان و كشاورزي مجدد اين كشور لازم است حداقل 2 ميليون آلماني جابجا شوند يا نابود گردند، بنابراين بايد از كشاورزي كردن آن صرف‌نظر شود.

2ـ اروپا بدون كمك و شركت مؤثر آلمان نمي‌تواند در بازسازي خود نقش بازي كند، چه آلمان به‌صورت توليدكننده كالاهاي سرمايه‌اي درآيد و چه به صورت بازار مصرف درنظر گرفته شود.

3ـ شروع جنگ سرد بين شرق و غرب و تجزيه آلمان به آلمان فدرال و آلمان دموكراتيك. در نتيجه دول غرب در برنامه مورگن‌تاو تجديدنظر كردند و انتقام‌گيري جاي خود را به كمك‌رساني سپرد. گفتني است كه در پايان جنگ حجم پول براي تأمين مالي تسليحات به حد زيادي افزايش يافته بود كه براين مبلغ بايد 15 تا 18 ميليارد رايش مارك مخارج قواي اشغالگر را نیز افزود.

اما امروز اقتصاد فدرال آلمان به دلیل اقدامات و اتفاقات مختلف، جزو سالمترین اقتصادهای دنیاست که در صنایع مختلف سرمایه ای پیش روست و دلایل این پیشروی اقتصادی می تواند برای کشوری مثل ما در طی کردن مسیر پیشرفت قابل توجه باشد.

در یادداشت های بعدی به دلایل بهبود وضعیت اقتصادی آلمان بعد از جنگ جهانی دوم خواهیم پرداخت.

منابع

  1. کتاب امپراتوری هیتلر به قلم گیل بی استوارت
  2. کتاب نبوغ هیتلر به قلم حمید رضا نیک بخش
  3. بخشی از کتاب معجزه اقتصادی آلمان، نويسنده ديويد هندرسون، مترجمان محمدصادق الحسيني و محسن رنجبر
  4. مقاله بازسازی و توسعه در اقتصاد آلمان، دکتر علی اکبر نیکو اقبال، سمینار بازسازی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران، مهرماه 1368
  5. مقاله نیروهای محرکه بازسازی آلمان، هنری والیش، 1955
  6. مقاله رفورم پولی ژوئن 1948 آلمان فدرال، دکتر هادی صمدی استادیار دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران
  7. مقالات روزنامه دنیای اقتصاد
  8. تارنمای پژوهشی حقایق تاریخی www.truth88.com
  9. تارنمای ویکیپدیا www.wikipedia.org

[1] GARIOA و CARE

[2] Zuruckgestaute Hyperinflation

 

Google +1 Button


By PLAVEB

Social Widgets Ultimate Edition

88امروزmod_vvisit_counter
1077دیروزmod_vvisit_counter
3897این هفتهmod_vvisit_counter
4255هفته گذشتهmod_vvisit_counter
10320این ماهmod_vvisit_counter
11707ماه گذشتهmod_vvisit_counter
776821کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 32 مهمان حاضر
IP شما: 54.196.38.114
 , 
امروز: 28 تیر 1397

تصاویر آثار در لنزور

لطفاً کلیک کنید

لنزور

جدول قیمت ارز


قیمت روزانه طلا و ارز